رفتن به محتوای اصلی

دانلود فایل PDF داستان کارآفرینی دکتر بابک ناصحی که در وب سایت رسمی دانشگاه تهران منتشر شده است. کلیک نمایید.

من بابک ناصحی هستم از وقتی که وارد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران شدم، تصمیم گرفتم کارآفرین شوم. در نتیجه شروع کردم کسب و کارهای و استارت آپ های خودم را راه انداختن و نتیجه آن چی شد؟ شکست پشت شکست.  الان که به گذشته نگاه می کنم که مهمترین دلیل شکست کسب و کارهایم چه بود؟ این بود که من فکر می کردم با توجه به تحصیلات دانشگاهی که داشتم از بقیه بهتر می دونم و نزد یک مشاور دلسوز و آگاه نرفتم من فکر می کردم هزینه مشاور زیاد است در نتیجه همه چیز را خودم تجربه کردم و چندین برابر هزینه مشاوره ضرر کردم و از آن مهمتر  چندین سال از عمر من به همراه مقدار زیادی از پول و انرژی ام صرف تجربه اندوزی شد. اگر من همان زمان از یک مدرس یا مشاور کسب و کار کمک می گرفتم و به حرف های او عمل می کردم  نیازی نبود که چنین هزینه بزرگی را برای یادگیری پرداخت کنم.

خلاصه اینکه من مدتی را در بازار گذراندم و مدتی را در استارت آپ ها . پس از شکست های متوالی در آن دوران یک جمله را من مدام تکرار می کردم و آن این بود “من فروشنده نیستم!” اما ناامید نشدم هزینه زیادی را برای یادگیری پرداخت کردم و تقریبا تمام دوره های بازاریابی و فروش مهم در ایران را شرکت کردم فیلم های آموزشی را دیدم و آنچه را که یادگرفتم در کسب و کارم پیاده سازی کردم  و زندگی من تغییر کرد.

خوشحالم وقتی که می بینم بسیاری از دانشپذیرانی که در کلاس های من شرکت می کنند،استاد دانشگاه هستند، خودشان دکتری بازاریابی دارند، تدریس فروش می کنند و یا مدیران فروش شرکت های برتر هستند که می خواهند کسب و کارشان را توسعه دهند. خوشحال می شوم وقتی می بینم مطالب کلاس آنقدر ساده و روان بیان می شودکه حتی کسانی که تحصیلات دانشگاهی ندارند می توانند  آنرا در کسب و کارشان پیاده سازی کنند. این خاطره ای که می خواهم برایتان بگویم اشک در چشمان من جمع کرد: یک روز یکی از دانشپذیران که آهنگری داشت آمد و گفت استاد من همه دوره های شما را می خواهم شرکت کنم، گفتم چرا؟ چی شده؟ گفتش من قبلا سعی می کردم پایین ترین قیمت را بدهم و با این حال اغلب اوقات موفق نمی شدم تکنیکی که شما هفته پیش شما گفتید را در کارم عمل کردم موفق شدم گرانتر و بیشتر بفروشم. یا دوست دیگری که مطالب گفته شده را در یک جلسه فروش سازمانی انجام داد و مدیر و دیگر همکارانش از مهارت او تعجب کرده بودند. و یا دوست دیگری که با استفاده از خدمات مشاوره فروشش ۲ برابر شد و خدمات ما را به همه دوستانش معرفی کرد.

هر کجا عشق آید و ساکن شود
                                                   هر آنچه ناممکن بود،ممکن شود
عشق یعنی روح را آراستن
                                                     بی شمار افتادن و برخاستن
عشق یعنی مهربانی در عمل
                                                     خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق‌ يعني‌ مشكلي‌ آسان‌ كني‌
                                                      دردي‌ از درمانده‌اي‌ درمان‌ کنی
در جهان‌ هر كار خوب‌ و ماندني ست‌
                                                     ردپاي‌ عشق‌ در او ديدني‌ست‌
 مجتبي‌ كاشاني‌ – «سالك»

برگشت به بالا